خرید بک لینک
وقتی بار غم و غصت زیاد میشه و اشکات رو دلت نشستن ولی محکم جلوشونو گرفتی که نیان چون وقتی بیان این حالی که الان داریو دیگه نداری پناهم میشه این چهاردیواری سرد و خشک و بی روح

تک و تنها 

آخ که چه درد کوچک ولی عمیقیه بی عشقی

یه حسرت ماندگار

ابدا هم حاضر نیستم گداییشو بکنم چون عشقی که با گدایی بدست بیاد دیگه عشق نیست تحقیره و بس

دلم اون عزیزم هایی رو میخواد و دستت درد نکنه هایی که همچی تمام خستگی روزانه تو از ظرف شستن بچه بزرگ گردن جارو زدن غذا پختن و و و و از تنت بکشه بیرون

نه طلا میخوام نه پول میخوام نه سفر و نه و و و و

من یه نگاه پرمهر، یه دوست دارم ساده، یه لبخند یهویی می خوام

خوشحالم گه اینارو مینویسم چون یه روز که برم و نباشم با خوندنشون حسرت گذشترو نمیخورم و خوشحال میشم از اینکه بوسیدمت و گذاشتمت کنار...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ساعت 23:22&nbsp توسط zarajo0on  | 

برچسب: نویسنده: هستی پارسامنش تاريخ: يکشنبه 19 فروردين 1397 ساعت: 13:57

صفحه بندی